قهرمان ميرزا عين السلطنه
663
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روزنامهء تازه رسيده بود . تمام اشكال روس و تشييع جنازه و دفن امپراطور ماضى را كشيده بود . خيلى قشنگ و خوب . اغلب سلاطين و شاهزادگان بودهاند . عروسى اين امپراطور هم برحسب وصيت آن مرحوم 26 نوامبر صورت گرفت . مىگويند اين امپراطور عاشق دخترهء رقاص يهودى است و امپراطور ماضى براى آن خاطر كه مبادا او را بگيرد وصيت كردهاند كه به زودى عروسى شود . خود عروس هم همهجا همراه بوده . تفصيلات در روزنامه نوشته بود خيلى تماشا داشت . اين فقرهء عشق امپراطور درج نشده بود . محرمانه است . حقيقت اين روزنامهها خيلى اسباب مشغوليات هستند و چقدر خوب شكل مىكشند . ورود نواب عليه به كوريجان امروز به سلامتى نواب عليه و سايرين وارد كوريجان ده حضرت و الا خواهند شد . پنج فرسنگى همدان است . به شهر تشريف نخواهند برد . آقاى عماد السلطنه شايد برود . از كوريجان به زاغه و از آنجا به اسدآباد مىروند . سه روز كوريجان توقف خواهند فرمود . هوا امروز ابر شده . ديشب هم كمى باران آمده . انشاء الله آنجاها نيامده . اين سه شب را آسوده و راحت خواهند بود . خوش سفرى رفتند . جمع و راحت . مجتمع بودن در سفر خودش يك نعمت بزرگى است . بر پدر تنهائى لعنت . صحبت همگانى از وضع دولت - منطق صديق الدوله عصر آقا عبد الباقى ارباب آمد . ممكن نيست دو نفر يا سه نفر در جائى نشسته باشند از اين وضع دولت گفتگو نشود . از بس ضايع و بيمعنى است . تمام مردم فهميدهاند . منجمله تعريف مىكرد ديروز از جلوى اطاق صديق الدوله گذشتم مرا خواست نشستم . ديدم مشغول محاكمه است . دو نفر آمدند . مدعى « تمسكى » بيرون آورد به خط و مهر مدعى اليه به امضاء يك نفر عالم خواند و گفت بلى بايد اين « تنخواه » را بدهى . مدعى اليه هرچه تقلا كرد و طفره زد به جائى نرسيد . ديد الان حكم مىكند و « تنخواه » را بايد بدهد . يكمرتبه گفت مىفرمائيد پول را بدهم حرفى ندارم ، ليكن اين « تنخواه » مال صغير است ، فردا كه بزرگ شد مجددا از من مطالبه مىكند . اين حرف را كه زد مدعى « تمسك » را جلو برده گفت ملاحظه فرمائيد هيچ اسم صغير در اين نوشته شده است ؟ به خدا دروغ مىگويد پول مال خود من است . صديق الدوله تمسك را مجددا ملاحظه كرده گفت چون اين مطلب نوشته نشده از مال خاص خالص فلان كس و فقط لفظ طلب نوشته شده بايد يك چيزى باشد . مدعى هرچه فرياد كرد و الله به خدا مال خود من است و به صغير دخلى ندارد و صغير چى كجا . من سواد ندارم . هرچه تمسك را نوشته بودند من قبول كردم به جائى نرسيد . كمكم صديق الدوله تصديق كرد كه البته مال صغير است ، فقط به جهت آنكه اين عبارت از مال خاص خالص نوشته نشده است . اين موقع كه رسيد من طاقت نياورده بلند گفتم كه جنابعالى به كدام قانون اين حكم را مىفرمائيد . كدام دين و آئين و قانون و